|
|
|
|
|
یکی بود یکی نبود |
|
گیانهكهم بۆچی گوتت ئهو ئیشقهئــــــــاکامی نیه دڵبهرم لهو بیرهناخۆشهمهبهستی تــــــــــۆ چییه؟ دلبرم از این فکر ناخوشایند منظورت چیه؟
بۆچی پێت وایهدهبێ ڕۆژێ لهبـــــــــیرم بــــــــهریهوه چرا فکر میکنی روزی باید فراموشم کنی بۆ دهخولقێنی لهدڵتا بیری ئهو نــــــــاخۆشـــــــــییه؟ این فکر ناخوشاین چرا به دلت راه میدهی؟
تازهداستانی ئهوینمان مهتنی خۆی دهسپـــــــــێدهکا تازه متن داستان ما شروع میشود تۆ دهڵێی ئاخۆ چلۆن بێ چهند و چۆنی حاشـــــــــــیه تو میگی اندازه حاشیه اش چقدر باشد
پهرچهمت لادهلهســـــهر چاوت لهچــــــــاوم وردبهوه گیسویت را روی چشمات کنار بزن به چشمام خیره شو چۆن دهبینی حاڵی من بهو چاوهمهســــت و هێدییه؟ با این چشمان مست و آرامت حال من را چطور می بینی
بۆ مهگهر ڕهمز و نیشانهی ویستنی بێخـــــــهوشی من چرا مگر رمز و نشانه ی خواستن بی عیب من تۆ بهدی ناکهی دهچاوم دا کهوهک ڕۆژ دیــــــــــارییه تو احساس نمی کنی درون چشمام که مثل خورشید نمایان هست
ئهو بڵێسهئاورهی دایم لهسیـــــــــــنگم ســـــــــهر دهکا این لهیب آتشی که دایم تو سینم شعله ور می شود ههستی پێناکهی مهگهر؟ پێـــــــموایهچاوت لێ نیه! فکر میکنم نمی بینی ، احساس نمی کنی مگر؟
دهنگی گریـــــــــانی دڵی دێوانـــــــــــــــهمت ناگاتهگوێ صدای شیون دل دیوانه ام به گوشت نمی رسد ڕۆژ و شهو تۆی لێم دهوێ دایــــــــــم خهریکی زارییه؟ شب و روز تو را از من می خواهد ، دایم مشغول گریه است
ماڵی دڵ بێجگهلهتۆ دهرکهی لــــــــــهکهس ناکاتهوه خانه ی دل به جزء تو کسی را راه نمی دهد هاودهمی ژینی منـــــــــــــهتا مـــــــــردن ئهو دڵدارییه این عشق تا مردن همدم زندگی من است خۆشهویستیت وا لهگهڵ خوێن و ڕوحـــی من تێکهڵه دوست داشتنت طوری با خون و روح من در آمیخته پێتبگهم، یان پێتنهگهم وهسـڵه، لهکوێ ناکامییه بهت برسم یا نرسم رسیدن است ، کجاش ناکامییه
گیانهکهم سهبرم نــــــــهما، ناڵـهو کوڵی دڵ کوشتمی عزیزم صبرم سر رسید ، ناله و شیون دل من را کشت ماچهکهت دهرمانهمردم لهو ههمـــــــوو بێسهبرییه بوسه ات مرهم است، مُردم از این همه بی صبری ها حهقتهئهو کاتهی دهڵێی شێتی، بهڵام " ئهتۆ "ئاشق توی "عاشق" حق داری که بگی دیوانه ای چاک بزانهخۆشهویستیی تۆیــــــههۆی ئهو شێتییه خوب درک کن که از دوست داشتن توست این دیوانگی
|
|
بیابان را، سراسر، مه فرا گرفته است
مه گرفته است
احمد شاملو
|
|
چه ند ده ترسم
چه ند ده ترسم
چه ند ده ترسم
چه ند ده ترسم له مه ش زياتر، ترجمه فارسی آن در ادامه مطلب ادامه مطلب
|
|
من از نهایت شب حر ف می زنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه من آمدی ای مهربان چراغی بیار و دریچه ای که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
سلام ببخشید بچه ها این چند وقت اصلا حال نداشتم مرسی که با رویا های خودتون کلبه منو رویایی تر کردید
|
|
به دلیل دلتنگی فعلا تعطیل می باشد فعلا خدا حافظ تا بعد
|
|
دلمان خوش است که می نویسم
حرف میزنیم و بعضی وقت ها فریاد شادی سر می دهیم انگار تو این دنیا نیستیم انگار روزی نه می تونستیم بنویسیم نه حر ف بزنیم بچه گی های خودمون رو می گم
تا حالا به ۱ ثانیه فکر کردید تا حالا فکر کردید کسی که جانیش رو از تصادف از دست میده ۱ثانیه چقدر براش مهم بوده منظورم زمان است که زود می گذرد صدای تپش قلب مادر احساس امنیت پدر شوق راه رفتن و حرف زدن همه چیز رو می خواهیم و خداوند همه آنها رو به ما می دهد و فقط ۱ چیز را از ما می گیرد ثانیه ها
ثانیه های که نفس همدیگر را احساس می کنیم
و خاک صدای قلب و امنیت بچه گی هامونو می بویم و به امید روزی که بچه هامون خاک صدای قلب و امنیت ما رو ببوین
سال نو مبارک
|
And when you think that no one can love The real person deep inside of you Remember my dear Friend, God Does. وقتي گمان ميبري كسي نمي تواند به خود واقعي درون تو عشق بورزد دوست عزيز من به ياد داشته باش خدا مي تواند.
|
دفترم خط خطی ست , دیوارهایم نه
اشک و لبخندم عادتی ست , خستگی هایم نه
چشمانم قهوه ای خاکستری ست , دیده هایم نه
در میان این شش ضلع خط به خط پررنگتر
/ خستگانیهای من یک به یک خط می خورند
|
|
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعن
|
|
|
تو بیداری خواب یه نقاب خنده رو دیدم آره نقاب خنده... این نقاب می تونست حرف بزنه ولی فقط دو کلمه رو بلد بود... یکی از اون کلمه (خوب)بود دیگری (بد)... من هر چی حرف میزدم اون فقط با این دو کلمه جواب منو می داد هر وقت هم به صورتش نگاه می کردم جز خنده چیزی نمی دیدم تا آخر ازش خدا حافظی کردم و اون رفت وقتی پشت سرش رو دیدم وای خیلی عجیب بود پشت اون یه نقاب دیگه بود نقاب گریه وقتی رفت دو باره برگشت و بهم نگاه کرد اونم با نقاب خنده خیلی عجیب بود... شما تعبیر خوابی که تو بیداری باشه اونم با یه نقاب خنده که پشتش گریه بود رو نمی دونید!!!!!
|
زمان!
|
|
یادم باشه یادت باشه دروغ نگیم به همدیگه دوستم داری دوستت دارم اینو چشامون به هم میگه شمعی توی سقاخونه یادم باشه روشن کنم یادم باشه فقط برات رخت عروسی تن کنم یادت باشه هر چی میگم از دل و جون گوش میکنی یادت باشه یه وقت نری منو سیاه پوش بکنی
|
دلم برایشان تنگ است دست هایت را می گویم همان هایی که دشمن سردی صورتم بودند که اشک هایم را چیدند برای دست هایی که لرزه ی پیکر خاموشم را گرفت .................................................. دست هایت دورند صورتم سرد و تنهاست پیکرم در نوسان و اشک هایم روانند.... ................................................... یعنی راست گفته اند که: هیچکس ارزش اشکهای تورا ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد هر گز باعث اشک ریختن تو نمی شود ..................................... والنتاین مبارک
|
|
چشمها را بايد شست؟؟؟؟؟..... چشمها را بايد بست .. جور ديگري نمي شود ديد .... بايد از ديدن صرفنظر كرد... در جهاني كه ديدني هايش باوركردني نيست و باورنكردني هايش ديدني است چشمها را بايد بست
|
|
آهنگ جدید عصار من فکر میکنم
|
|
If you want something you never had, do something you have never done. Do not go the way life takes you .
Take the life the way you go.
And remember you are born to live
and not living because you are born.
|
اینهم یکی از قشنگترین موزیکهای انریکو اگلسیاس تقدیم به اونهایی که علاقه مند به این خواننده اسپانیا یی هستند .برای باز کردن و دانلود در زیر کلیک کنید
|
ميدونين چرا آب هميشه به اونچيزي که ميخواد ميرسه ؟ 1- دقيقا ميدونه چي ميخواد. (پايين رفتن) 2- اگه به به سنگ برسه اول سعي ميکنه دورش بزنه، بعد اگه نتونست سوراخش ميکنه 3- اگه به يه چاله رسيد، آروم صبر ميکنه تا پرشه بعد رد شه بيايد ما هم در برابر مشکلاتمون مثل آب باشيم و مثل آب با مشکلات برخورد کنيم
|
|
آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پيوندهاي روزانه |
|
ra binhod آرشيو پيوندهاي روزانه |
| روياهاي پيشين |
|
فروردین 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 |
|
|